764بر روى فكر و خُلق ما اثر مىگذارد، پس اگر اين كلمات و خود گويىها، همان ذكرها و دعاهايى باشد كه از معصومين عليهم السلام نقل گرديده است، در اين صورت، هم ذهن ما فرصتى براى تكرار كلمات و جملات غمانگيز نخواهد داشت، و آنها را بيرون مىراند و هم اينكه فكر و روحيه ما خود را با محتواى اين اذكار و ادعيه همانند مىكند. مىتوان گفت كه ذكر و دعا، اگر با دقت و توجه باشد، از كلمه شروع مىشود و به قلب ختم مىگردد؛ يعنى ذكر كلامى، منجر به ذكر عقلى و قلبى مىشود.
محتواى بسيارى از ادعيه و اذكار در منابع شيعه، عمدتاً در جهت اميد و حركت و توكل بوده و جايى براى غمگينى بيمارگونه و غيرطبيعى در اين دعاها و ذكرها وجود ندارد. پس وقتى كه فرد اين دعاها و ذكرها را با توجه و دقت به محتواى آنها تكرار مىنمايد، درون او هم با اين دعاها هماهنگ مىشود و نوعى تعادل روانى و اميد را در او ايجاد مىكند. اين تعادل روانى و اميد، با خلق افسرده و مضطرب همساز نمىباشد.
يعنى وقتى كه اين روحيه وارد ساختار روانى فرد مىگردد، روحيۀ بيمارگونهاى كه بيانگر اضطراب و افسردگى است، خود به خود از وجود فرد خارج مىشود. به هر حال اجتماع نقيضين در آن واحد در ذهن و روح فرد امكانپذير نمىباشد.
براى اينكه به بخش كوچكى از اميدهاى موجود در بعضى از ادعيه اشاره كرده باشيم، به ادعيه زير به عنوان نمونه بسنده مىكنيم:
«اى خدايى كه مالك حاجتهاى فقيران و دانا به اسرار خاموشان هستى، هر حاجت سؤالى را همان لحظه مىشنوى و پاسخ آن را آماده دارى. اى خدا، وعدههاى تو همه صادق و نعمتت فراوان، و رحمتت وسيع است، پس از تو درخواست مىكنم كه بر محمد و آل محمد درود فرستى و حوايج مرا در دنيا و آخرت برآورده سازى.
البته، تو بر همه چيز توانايى». 1