762شكل عقلى و بدون اضطراب و هيجان منفى آن موضوع را حل كند. بنابراين تكنيك فرار روشى است براى ايجاد يك آرامش موقت.
موضوع مورد تأكيد ما اين است كه اگر در اين مرحله بتوانيم از خودگويىهاى ديگرى استفاده كنيم كه مورد توجه دين مبين اسلام است و آنها را جايگزين افكار و خودگويىهاى آزارندهاى كنيم كه زمينهساز و تشديدكنندۀ افسردگى هستند، اثر بهتر و بادوامتر و معنادارترى بر روى مراجع خواهيم داشت. يعنى اينكه از ذكر و دعا استفاده كنيم و اذكار و ادعيۀ توصيه شده توسط معصومين عليهم السلام را تكرار نماييم و ذهن خود را نيز بر روى معناى آن متمركز كنيم. اين اذكار و ادعيه، آثار روانى خود را بر روى فرد خواهد گذاشت. تكرار ذكر، با تمركز و دقت و توجه، داراى اين اثر است كه ذهن فرد از افكار و خودگويىهاى غمانگيز و نااميد كننده خارج شده و به تكرار ذكر مىپردازد. يعنى همان پديدۀ فرار از افكار آزارنده، با اين كار اتفاق خواهد افتاد. البته همانطور كه اشاره شد، ذكر بايستى با توجه و دقت باشد. زيرا اگر اين توجه و دقت وجود نداشته باشد، در اين صورت، ممكن است كه زبان و كلمه، در يك مسير حركت كنند و فكر در مسير ديگرى حركت نمايد. يعنى اينكه فقط ظاهر امر (زبان و دهان) مشغول بيان ذكر هستند و ذهن، بازهم در حال تكرار افكار غمانگيز است. به همين دليل است كه گاهى افرادى را مىبينيم كه در حين ذكر گفتن، به مسايل ديگر هم مىانديشند. به هر حال اين تكنيك، در صورتى مؤثر خواهد بود كه فكر و كلام با هم هماهنگ گردند.
2. تحقيقات مختلفى وجود دارد كه نشان مىدهد فرد، تدريجاً به آنچه كه مىگويد اعتقاد پيدا مىكند. 1 آنها در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند كه گفتن و تكرار باعث باور كردن مىشود. در واقع آنها نشان دادند كه وقتى شخصى مطلبى را به زبان