697دارد، تقسيم كار هست، نماد آموزش و پرورش وجود دارد، تعليم و تربيت خاص دارد، مكتب به وجود آمده و انتقال تجربههاى پيش به نسلهاى بعد امكان يافته است و از روى آثار هنرى يا كتابها نسخههاى خطى و خلاصه آثار مختلف مىتوان مطالعه كرد و شناخت.
سوم: دورۀ معاصر است كه از قرن پانزدهم و شانزدهم شروع مىشود و تا هم اكنون نيز ادامه دارد. شناخت دورۀ معاصر و دورۀ تاريخى آسان است، اما شناخت دورۀ قبلى يعنى دورۀ آركانيك كه پيش از تاريخ رسمى قرار دارد، مشكل است؛ ولى شناختش مهم و حياتى است، چراكه تا وقتى جامعههاى بدوى و ابتدايى قبل از تاريخ را دقيق نشناختهايم، نمىتوانيم دربارۀ فلسفۀ جامعه و جامعهشناسى اظهارنظرى دقيق و عينى و عملى بكنيم. 1
آنچه مسلّم است اين است كه در همۀ زمانها دين همچون گرايش شديد انسانها به سوى وجود والاى الهى با نيروى مافوق وجود داشته و با رسوخ به درون بشر، انديشه و عمل وى را تحت تأثير قرار داده است. و ظهور و بروز بيشتر دين در مواقع حساس زندگى انسانها بهويژه روبهرو شدن با مشكلات بوده است.
نقش اجتماعى دين
نقش اجتماعى دين اساساً در پيوند و مجتمع كردن آن است. دين، چنانكه از معناى آن بر مىآيد پيوستگىهاى اعضاى جوامع و الزامات اجتماعى را كه به وحدت مسلمانان كمك مىكند ازدياد مىبخشد. چون ارزشهايى كه زيرساخت سيستمهاى الزام اجتماعى هستند در بين گروههاى دينى توافق گستردهاى را در سطح جامعه بر آورده مىكند، به علاوه دين متمايل به آن است كه ارزشهاى اجتماعى را حفظ نمايد.
با اينكه دين در جامعه نقش مجتمعكننده و منسجمكننده دارد و نيز نيرويى