696و مشخصۀ مستقلى است كه از احاطه و تسلّط بر دنياى درونى و شناخت از خويشتن و رسالت الهى خويش، حكايت مىكند.
آرامش مؤمنين يك ويژگى خاصى است كه نمايانگر انجام عناصر روان او و سازمندى وى در ميان خواستههاى نامتناقض و رام بودن نفس از نظر خضوع و راهوار بودن در برابر صاحب آن است. چنين موهبتى فقط به خود مؤمن اعطا شده و مىتوان اين آرامش را در صحيفۀ چهرۀ فرد خواند. 1
اين آرامش، آرامش ظاهرى و سطحى نيست، بلكه آرامش عميق و ژرفاى بىنهايت است. و در ارتباط با همين آرامش و سكنات قلبى است كه مؤمن يك رابطۀ عميق و ژرف با خالق خود پيدا مىكند. «أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».
نگاهى به پيشينۀ موضوع
قبل از وارد شدن به بحث دربارۀ جنبههاى مختلف زيارت، نگاهى مىكنيم به سابقۀ ديرينۀ دين و تغيير و تحولات آن از ابتدا تا امروز. در تاريخ سه دورۀ مشخص مىبينيم كه همۀ مسايل انسانى را در اين سه دوره مىتوان بر حسب زمان تقسيمبندى نمود.
اول: دورۀ ابتدايى و بدوى جامعۀ بشرى است كه هنوز [ ادراك ] خدا وجود ندارد و كتاب و تعليم و تربيت و سازمانهاى آموزشى و... نيست. و جامعه نمىتواند تجربۀ خودش را از جمله ادبيات، شعر، عقايد، بينش و... به ديگران عرضه كند و براى نسلهاى ديگر بگذارد كه ما بتوانيم با مطالعۀ آن آثار به طرز تفكر و مذهب آنها پى ببريم. بنابراين، دورۀ اول، جامعۀ بدوى يا جامعۀ وحشى است كه جامعهشناسان به آن دورۀ آركانيك يا جامعۀ باستانى گويند.
دوم: جامعۀ تاريخى است. جامعۀ تاريخى، جامعهاى است كه تمدن دارد. كتابت