695هستى را معنى و مفهومى والا مىبخشد، اما تا زمانى كه شناخت و آگاهى از رسالت انسانى رشد نكرده باشد، هرگز تعهد و مسئوليتى بارور نخواهد شد.
در چنين شرايطى بديهى است كه توانايى و قابليتهاى درونى و نيز ابعاد وجودى از لحاظ عاطفى و عقل و همينطور احيا و شكوفايى خود را از دست داده و نمىتواند، توانايى راهيابى به ژرفاى پديدهها را داشته باشد. و مهمتر اينكه در اين صورت، هرگز دغدغه، اضطراب و مسئوليتى براى انديشيدن و پاسخ دربارۀ فلسفه و اهداف زندگى و نيز «چگونه زيستن» به وجود نمىآيد، در اين حالت آدمى در جمود و بىخبرى و بىشعورى غوطهور شده و به پوچى و بيهودگى، شك، سرخوردگى و عصيان مبتلا مىگردد و توانايى درك عظمت نظام خلقت و نيز غايت و هدف رسالت حاكم در آن را از دست مىدهد و اين روند به دلهره و اضطراب منتهى مىشود كه خود سرمنشأ تمامى بيمارىهاى روانى و مهمتر از همه سد راهى در فرآيند بالندگى است.
بر همين اساس براى راه يافتن در مسير تعالى و تكامل، مهم اين است كه بتوانيم از هستى خود و همچنين از استعداد و توانايىهاى بالقوۀ خود، شرافتمندانه، متعهدانه و مخلصانه بهره ببريم.
اما بنيادىترين مفهومى كه دربارۀ «بهداشت و سلامت روانى» در اسلام مطرح بوده و آن را تنها عامل رشد و اعتلاى روحى و روانى قلمداد مىكند، عبارت است از اتخاذ رفتار و فعاليتى معتدل و متعادل در راستاى تخليه و پيرايش، تخليه و آرامش درون با تخليه و پيراستن خويش از اوصاف نكوهيده و ناستوده، و تخليه و آراستن خود به اوصاف و حالات پسنديده و ستوده؛ دربارۀ آيات زيادى از قرآن كريم توجه ما را به خود جلب مىكند كه در حل آن، آدمى به پيروى از طريق الهى تشويق مىگردد.
بدون شك گام نهادن در راه خدا و پيروى از فرامين او، تنها راه ميل به بهداشت روانى است. چنين است كه ويژگى و خصوصيت غالب و فراگير شخصيت انسان مؤمن و برخوردارى عميق افراد، آرامش قلبى است و اين سكينه و آرامش دل صفت