670نفس 1 داشته است(اولااويرى، 1997)..
اين در حالى است كه دعا و نيايش منظم همبستگى 2 مثبت با بهداشت روانى بهتر شخص دارد و ديندارى و دعا كردن با سطوح بالاى همدلى، بينش اخلاقى، خودبازنگرى 3 و ديگر رفتارهاى مثبت، و همبستگى منفى با افسردگى، تكانشى بودن 4 و رفتارهاى خطرناك دارد. يافتههاى ديگر نيز نشان داده است كه خودبازنگرى، همدلى، اميد و بينش اخلاقى با كاركرد سالم مناطق پيشانى مغز در ارتباط مىباشند، در حالىكه افسردگى، تكانشى بودن، سوء مصرف مواد و الكل با بدكارى اين مناطق مرتبطاند (مك نامارا، 2002). همچنين در قالب استفاده از درمانهاى رفتارى - شناختى، 5 نقش و تأثير دعا، بهويژه در زمينۀ درمان اختلال افسردگى از اهميت بالايى برخوردار مىباشد (مورلى، 2003). بررسىهاى فيزيولوژيك نيز تأثير جسمانى دعا را نشان داده است. اين تأثير شامل پايين آوردن ضربان و فشار خون، ميزان و تعداد تنفس، كاهش مصرف اكسيژن و تغيير در الگوهاى EEG 6 است (بنسون، 1978)..
جوينگ و والاس (1992) در بررسى خود به نقش دعا و تأثير آن بر پاسخ آرامش 7و افزايش در ميزان پاسخ گالوانيك پوست در تمرينات مراقبه اشاره كردند. از سوى ديگر، FMRI 8 آزمودنىهايى كه زمان زيادى را صرف دعا مىكنند نشان داد كه