1110معناى ميراندن است. سرسپردن يعنى جدا شدن سر از بدن و مردن. اما اينكه مرگ به معنى خروج و عبور از درى است كه به جايى ديگر باز مىشود. پشت اين در خروجى، يك ورودى قرار گرفته است. سرسپردن يا تشرف يعنى وارد شدن». 1
اكنون بايد ديد سرسپرده كيست؟ «سرسپرده از پردۀ آتش (بندها و رنجها) مىگذرد، ديوارى كه غير قدسى را از قدسى جدا مىكند، او از دنيايى به دنياى ديگر مىگذرد و پس از آن تحول صورت مىگيرد، سطح او عوض مىشود و تفاوت مىكند. استحالۀ فلزات (در مفهوم نمادين كيمياگرى) نيز نوعى سرسپارى است كه فلز در اين سرسپارى خواستار مرگ و عبور است، سرسپارى باعث دگرديسى مىشود». 2 شكل اين تشرف در داستان پرندگان، تشرف به «مقام بندگى خدا» است كه در جريان حركتى فرارونده محقق مىشود و اين همان تحقق هدف زيارت و فناء فى اللّٰه است، به تعبير عطار: در ميان عاشقان مرغان درند كز قفس پيش از اجل بر مىپرند 3
2. نمادشناسى زيارت به مثابه حركتى فرارونده در داستان پرندگان
اما اين حركت استعلايى براى نيل به زيارت سيمرغ در داستان پرندگان با نمادهاى زير نشان داده شده است:
الف) سفر
«نمادگرايى سفر نشانگر ميل به تغيير درونى است و نياز به تجربهاى جديد و حتى بيش از آن نشانۀ جابهجايى. به عقيدۀ يونگ، سفر نشانۀ نارضايى است و منجر به جست و جو و كشف افقهاى تازه مىشود. آيا همانگونه كه يونگ عقيده دارد، ميل به سفر، جستوجوى مادر گم شده است؟ اما به زعم سيرلوت، سفر برعكس، ممكن