1081روانه بود، از خانه بيرون آمدم تا سر كوچه هر كه مىرسيد از آشنا و غريبه، از اهل محل يا ديگران همين كه مىفهميد به زيارت مىروم از ته دل التماس دعا مىگفت...». 1
پختن آش پشتِپا و توزيع آن بين اهالى محل و خويشان و نزديكان، از آداب سفر به شمار مىرود كه خانوادۀ زاير با حركت مسافر خود، براى سلامتى و ايمنى مسافر به پخت آن مبادرت مىورزند. در مباركۀ لنجان رسم بود كه هنگام خروج زاير از منزل، يك سفره مىآوردند كه مقدارى آرد در آن بود. سپس شخص زاير بايد روى آن آردها را تيمّم مىكرد و از خانه خارج مىشد. پس از حركت زاير، سه روز بعد براى او آش پشتِپا مىپختند و در اين آش بايد از همان آرد استفاده مىشد. 2
تبرّك اين آش نيز از همان آردى است كه زاير روى آن را تيمن كرده است. اين مراسم در روستاى بهمن از توابع آباده به شكل جالبى برگزار مىشود. در اين روستا صبح روز سوم آردى را كه زاير در آن را تيمّم كرده و هنوز دست نخورده باقى مانده است، مىآورند و مقدار يك من شاه (معادل شش كيلو) آرد به آن اضافه و سپس آن را خمير مىكنند. آنگاه اقوام زاير در خانۀ او جمع شده و مقدارى عدس، نخود و مقدارى سبزىهاى خشك از قبيل برگ چغندر، پياز خشكه - پياز را مىكوبند و خشك مىكنند - شِويد خشك و مقدارى ادويه مىآورند، سپس خمير را چانه مىكنند و چانهها را روى تختهاى مىگذارند و با چوبى گرد به نام تير «بَلَك بُرى» 3 خمير را پهن مىكنند و با چاقويى آنها را به شكلهاى ريزتر از برگ مىبرند. دو برگ اولى را كه بريده شد، به صحرا مىاندازند و مىگويند: «را زَوارُمونُ بريدم» 4 يعنى «راه زوّارمان را كوتاه كرديم». آنگاه تمام چانهها كه پهن و بريده شد، دو چانۀ آخرى را به شكل يك زن و يك مرد درست مىكنند و اسم آنها را «مومو هوا» و «بومو هوا» مىگذارند. وقتى