1082بَلَكبرى تمام شد، مقدارى سبزى خشك كرده را با روغن داخل ظرفى سرخ مىكنند و بعد مقدارى كشك به سبزى سرخ كرده مىافزايند. آنگاه عدس و نخود پخته شده را با كمى آب در ظرف مىريزند و آنها را مىجوشانند. هنگامى كه آب جوش آمد، بَلكهاى بريده شده را داخل ظرف - ديگ - مىريزند و «موموهوا و بومو هوا» را هم داخل ديگ قرار مىدهند تا پخته شود. وقتى آش پخته شد، آنگاه آش «بَلك» يا آش «پس پا» را كاسه كاسه به خانۀ دوستان، همسايگان و اهل ده مىفرستند. سپس «بوموهوا و موموهوا» را داخل ظرفى گذاشته و آن را به يك زن مىدادند تا به همراه ظرف، بدون آن كه پشت سر خود را نگاه كند، سر جوى آب رود و «بوموهوا و موموهوا» را در آب اندازد و بگويد: «همين جور كه شما خود او ميريك، مسافر مَنُم زيد بيا». 1.
سپس بدون آنكه به پشت سر خود را نگاه كند، به خانه برمىگشت. در واقع آش «پس پا» را براى سلامتى مسافر مىپختند. 2
از آنجا كه زيارت اماكن متبرك يكى از آرزوهاى ديرينۀ مردم به حساب مىآمد، چاووش را مىتوان سمبل سفر زيارتى به شمار آورد، زيرا بدون حضور چاووشخوان، سفر زيارتى شور و هيجان نداشت.
در سابق زمانى كه اهالى دهنمك اراك به زيارت مكه، كربلا و مشهد مىرفتند، چون وسيلۀ نقليه بسيار كم بود و معمولاً اين مسافرتها طولانى بود، از چند روز قبل از سفر، يك نفر با سواد و خوش صدا همه روزه صبح هنگام، سوار اسبى شده و در كوچهها به راه مىافتاد و چاووشى مىخواند. بسيار اتفاق مىافتاد كه كسى قصد زيارت نداشت، ولى با شنيدن صداى چاووش، تشويق شده، عازم زيارت مىشد. 3
در فريدن كمران از توابع اصفهان، اشعار يك چاووشى كه با صلوات همراه بود،