1080و همسايگان خود حلاليت مىطلبيد تا با خاطر آسوده قصد زيارت كنند.
اهالى دستجرد گلپايگان نيز به اين اعتقاد دارند كه «مسافر خانۀ خدا قبل از سفر يكى از كارهايى كه بايد انجام دهد تا حج او مورد قبول واقع شود، اين است كه اگر در طول عمرش با كسى نزاع كرده باشد و تا آن هنگام با او صلح نكرده باشد، بايد هر طور شده با او صلح كند و فرد را از دست خود راضى كند، حتى اگر آن شخص بگويد كه مثلاً من مبلغى از تو مىگيرم و با تو آشتى مىكنم، بايد به خواستۀ او تن دهد و او را راضى كند تا بدين ترتيب با طلب حلاليت، حج او مورد قبول خداوند قرار گيرد». 1
در سفرهاى زيارتى، پيوستن به مكانى مقدّس براى تلطيف روح و بهرهمندى از معنويات آن از سويى اين رنج دورى و دردِ جدايى بيشتر از سوى وابستگان، خود را نشان مىداد و آنان بايد اين جدايى را به نحوى تحمّل كنند و تا اتمام سفر زاير و بازگشت او، در تبوتاب باشند. از اينرو، به آداب و رسومى خاص متوسل مىشوند تا با انجام آن و براى ايمنى مسافر از گزند حوادث سفر، زاير خود را بيمه كنند.
در اسفرجان شهرضا نيز «بايد زاير مشهد روى آردى كه قبلاً در ظرفى تهيه شده، تيمّم نمايد - از اين آرد آش پخته و به فقرا مىدادند - و از خانه كه بيرون مىآمد در كوچه، قرآن را مىبوسيد و از زير آن رد مىشد، سپس در هنگام رفتن، كاسهاى آب پشت زاير ريخته مىشد». 2
جا دارد اشاره اى هر چند كوتاه به مراسم رفتن به زيارت كه توسط جلال آل احمد بيان شده، بپردازيم. وى بيان مىدارد كه در هنگام رفتن به سفر زيارتى اين مراسم را اجرا كردند: «سه بار از زير قرآن و آب رد شدم و در مرتبۀ سوم قرآن را بوسيدم و به پيشانى نهادم و در ميان هوايى كه در اثر دميدن «آية الكرسى»ها و «چهار قل»هاى نزديكانم، بوى مسجد و حرم از آن مىآمد، هواى حرمى كه دود پيهسوز و بوى تند شمعهاى پىاش كم بود. و در ميان اشكهايى كه از چشم خواهران و برادران كوچكم