1075عظيم است كه در روايات ائمه، براى آن بيان شده است. از اين رو سفرهاى زيارتى از اهميت خاصى برخوردار هستند.
هوگارت سفر زيارتى را چنين تعريف مىكند: «سفر به اماكن مقدس به قصد كسب فضيلت معنوى، يا شفا يا شكرگزارى». يك تعريف رسمى اين ايده را نيز در بر دارد كه سفر زيارتى بايد داراى مراتب خاص مناسك گزار باشد: «آغاز سفر، خود سفر، اقامت در زيارتگاه يا مكان مقدس و بازگشت به خانه». 1 از نظر وان ژنپ در هر مناسكى به طور كل سه فرايند در نظر است: 1. مرحلۀ جدايى يا گسستن: يعنى جدا شدن فرد يا گروه از موقعيت پيشين، يا وضعيت زندگى قبلى خود. در فرايند گسستن از گذشته، فرد جزئيات فرهنگ جامعه را براى بازسازى و ادامۀ شيوۀ زندگى مىآموزد و اين خود مىتواند براى وى «جواز عبور» باشد.
2. مرحلۀ عبور يا انتقال: پس از گسستن از وضعيت پيشين، فرد يا گروه طى مراسمى گاه طاقت فرسا كه با توسل به نيروهاى فوق طبيعى و نوعى ابهام و پيچيدگى عاطفى و روانى شديد نيز همراه است، از پايگاه قبلى خود گذر مىكند و به دنياى جديد وارد مىگردد. در چنين مراسمى نمايش، نوخاسته به عنوان نوزاد تلقى شده و در فرايند «عبور» گويى دوباره به دنيا مىآيد.
3. مرحلۀ پيوستن: پس از عبور از مرحلۀ دوم، فرد به پايگاه جديد اجتماعىاش پيوند مىخورد و در واقع «پيوستن» و يا گرفتن نام تازه، امتيازهاى نو دستاوردهاى اين دوران است. 2
بنابراين، زيارت را مىتوان داراى دو عنصر جدايى و پيوند دانست. جدايى از مبدأ و پيوند به مقصد و آنچه كه به نحوى با آنها ارتباط دارد، همان درد جدايى و شادى پيوند است.