1034از: هجرت، نفر (رهسپارى)، عروج و... . 1 در آيۀ شريفۀ 82 سورۀ مباركۀ غافر آمدهاست: «أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ؛ آيا سير و سفر نكردهاند كه بنگرند سرانجام كسانى كه پيش از آنان بودهاند چگونه بوده است؟ و در آيات ديگر به سير در زمين اشاره و در برخى از آيات، احكام سفر تشريح و تعيين شده است. در روايات نيز سفر مورد تأكيد قرار گرفته است و آداب خاصى نيز براى آن بر شمردهاند. 2
سفر، موجب تكامل و تعالى انسان و بيانگر عروج اوست؛ سرشت آدمى توجيه كنندۀ سير و سفر و سياحت و گردشگرى است. با سيرى در تاريخ و مرورى بر احوال بزرگان علم و اخلاق، به اين نكته پى مىبريم كه بسيارى از چهرههاى پر فروغ جوامع بشرى و راهنمايان و مربيان آدمى، براى نيل به فضايل اخلاقى و دسترسى به معارف عالى بشرى سفرها كرده و مرارتها و سختىها كشيدهاند. به همين دليل در ديوان شعراى فارسى و تازى و كتب نويسندگان، مضمونهايى نيكو و عبارتهايى آموزنده در مورد آثار سفر بر تعالى روح و اخلاق آمده است.
سعدى شيرازى مىفرمايد: بسيار سفر بايد تا پخته شود خامى صوفى نشود صافى تا در نكشد جامى
عطار سروده است: زين بحر همچون باران بيرون شو و سفر كن زيرا كه بى سفر تو هرگز گهر نگردى
ابوحامد محمد غزالى نيز در فوايد سفر گفته است: «آنكه سفر كند، خويشتن و اخلاق خويشتن را بشناسد تا به علاج صفاتى كه در وى مذموم است مشغول شود... ». 3