1022گرداندن و در حيطۀ معنوى، روحافزايى حضور دل در محضر دلدار است. ارجحيت زيارت معنوى بر ديدار جسمانى، رجحان حقيقت بر مجاز است و درجۀ ارزش زيارت بسته به بلنداى مرتبۀ آن يار است كه زاير قصد قرابت با وى مىنمايد. پس گاه چنان اين سفر جسم و روح دلانگيز است كه حتى انديشۀ آن سبب آرام دل است.
صفاى زيارت و تأثير آن در جلاى دل زاير، پيوسته آدمى را به صرف قوۀ ژرف و شگرفى به نام هنر براى بيان اين لذت واداشته است، به طورى كه صاحبان هنر، ابعاد مختلف زيارت را در قالبهاى گوناگون هنر به تصوير كشيدهاند تا هم هنرمند را خوشآيد و هم مخاطب را به وجد و لذت معنوى آورد و هنر نيز در اصيلترين شكل خود ماندگار شده باشد كه حاصل آن بسيارى از اشعار، نوشتهها و تابلوهاى خط، نقاشى، منبت، و بىشمارى از مقولههاى ديگر هنر مىباشد كه در آنها قامت خامه و صورتِ اثر تا بلنداى عظمت نقش پيش رفتهاند و اثر را براى سالها و بلكه قرنها باقى گرداندهاند، به طورى كه تكرار آنها هنوز هم دل و جان مخاطبان را در يك سفر دلانگيز روحانى به كوى يار مىبرد و صفا مىبخشد.
تعريف هنر و ادبيات و رسالت آن
اصل واژۀ هنر در زبان سانسكريت، «سونر» مىباشد كه تركيبى از دو كلمۀ «سو» به معناى نيك و «نر» يا «نره» به معناى زن و مرد است و همين واژه در زبان اوستايى با تغيير «سين» به «ه» به «هونر» تبديل گرديده است و نيز در زبان پهلوى يا فارسى ميانه به شكل امروز «هنر» درآمده است كه به معناى انسان كامل و فرزانه است و شايد اين قوىترين ارتباط بين صورت و معنا باشد كه در واقع رسالت هنر مانند هر پديدۀ ديگر در جهان ماده و معنا به كمال رساندن صاحب آن است و اين معنا همان است كه در صورت لغت آشكار گرديده است.
رسالت تكاملىِ هنر، مقولهاى است كه در ميان تمام انسانها با هر ايده و عقيدهاى مطرح است و در كلام هنرمندان مختلف هم بدان اشاره گرديده است: