62شاه بيتِ برنامههاى كفر آميز و تفرقه انگير اينان عمدتاً اين است كه مذهب را به زشت ترين صورت ممكن عرضه كنند و وجه شبههايى ميان اسلام و مسيحيت در زمينۀ تثليت و تجسّم براى متزلزل كردن عقايد جوانان و مسلمانان نا آگاه، پيدا كنند و از آنان ملّتى بىهويّت بسازند.
غرب همين هدف را در علَم كردن سلمان رشدى دنبال كرد. من برخى نوشته هاى او را در يكى از هفته نامههاى فرانسه مىخواندم، البته حسّ كنجكاوى، مرا به چنين مطالعهاى مىكشانيد و گرنه مىدانستم كه آن نوشتهها ارزش فرهنگى ندارد و صرف وقت براى خواندن اينگونه اراجيف روا نيست. و پس از مطالعه به حداقل داورىيى كه رسيدم اين بود كه نويسنده، بيمار روانى است و نيازمند استراحت در يكى از بيمارستانهاست تا سلامت خود را باز يابد.
خلاصه آن كه، كتابهاى منتشره از امثال سليمان آذنى يا سلمان رشدى هيچ گونه ارزش دينى و فرهنگى ندارد. و آنها نتيجۀ تلاشهاى مذبوحانۀ كليسا و مبشّران مسيحى است كه احياناً به صورتهاى مختلف و شكلهاى گوناگون در مىآيد و هدف سوء و ناميمون آنان زشت نشان دادن دين اسلام ومذهب تشيع است وابراز كينه و خصومت نسبت به پيامبر خدا كه با وقاحت و بىشرمى تمام آنها را به زبان و قلم مىآورند. آنان گاهى خواستهاند علويان را داراى مذهب خاص قلمداد كنند و از بعد سياسى به آنها استقلال دهند و مشوّق تشكيل دولت مستقل علوى بودهاند و بعد اگر آن نشد آنان را داراى محكمه خاص بشناسند و به هر ترتيب اصل «تفرقه بيانداز و حكومت كن» را در حد ممكن عملى كنند، ليكن علويان با هوشيارى تمام اين توطئه را خنثى كردند و به صراحت گفتند. كه