61در اين اوضاع پرمحنت و آشوب گاهى دانشمند والا مقامى - مع الأسف - مثل ابو حامد غزالى وسيلهاى براى اين محنت شده و با نوشتن كتابى بنام «الردّ على الباطنيه» علويان را مورد هتك و دشنام قرار داده. سپس زمان گذشته، قهرمان! ديگرى بنام ابن تيميّه به ميدان آمده و علويان كسروان را قربانى گرفته و بعد سليمان آذنى و اكنون سلمان رشدى.
امّا هدف يكى است و انگيزهها هماهنگ و ممتدّ است، فقط زمان و مكان متفاوت مىباشد و بس.
سليمان آذنى كيست؟ او از جمله آلت دستهايى است كه دشمنان اسلام و تشيّع آنان را در آستين خود پرورده و براى تعقيب مقاصد سوء خود، در زمينۀ ايجاد آشوب و محنت و براى هجوم فرهنگى، گاه و بيگاه عَلَم كردهاند.
اگر در گذشتۀ دور، فتواهاى غزالى و ابن تيميّه در ميان مسلمانان مصيبت آفريده و از علويان و اهل معنا، قربانى گرفته است. امروز همان اهداف به شكلى پيچيده تر و خطرناكتر با تراشيدن بتهايى چون آذنى و رشدى دنبال مىشود.
صليبيان پس از پيدايش ضعف در حكومت عثمانيان، رؤياهاى خود را تعبير شده پنداشتند.
كارشناسان استعمارى غرب، منطقۀ علوى نشين را زمينهاى مساعد و مادّه خامى براى خود يافتند. آنان سليمان آذنى را شكار كردند و يا او خود به تور آنان افتاد. او پس از آن كه نصرانى شده بود يهودى گرديد و همين، مشخّص مىكند كه معلّم دست آموزى او را آموزش مىدهد و هر لحظه به ارادۀ او به صورت بت عيّارى در مىآيد تا برنامه اجرا كند.