40خصيبى در بغداد بود و در كرخ اقامت داشت. به اعتقاد همان مؤلّف، خصيبى مبلّغى بود كه پيروان ساير اديان را به اسلام و مذهب جعفرى دعوت مىكرد و سپس كسانى را كه مستعد و آماده مىديد به طريقۀ جنبلائيه وارد مىنمود. سيد جلى جانشين خصيبى شد و پس از او سيدابوسعيد ملقب به ميمون جانشين سيد جلى گرديد سيد ابو سعيد بزرگترين مؤلف علويان و آخرين شيخ طريقۀ جنبلائيه بود و پس از او اين طريقه در ساير علويان هضم شد. 1
از ديدگاه مؤلف «تاريخ علويان» پس از درگذشت سيد ابوسعيد، آخرين شيخ طريقۀ جنبلائيه، علويان ديگر رئيس و رهبر واحدى نداشتند واين خود آغاز انشعاب علويان به فرقههاى گوناگون شده است.
از نظر مؤلّف مزبور، همۀ هواخواهان على عليه السلام و بنىهاشم در ادوار مختلف اسلامى و در قلمرو وسيع جهان اسلام علوى هستند. او شيعه را علوى مىنامد، اگر چه بعداً سخن را متوجه علويان به معناى خاصّ كرده، ساير فرق شيعه را با نام خصوص خودشان ياد كرده است. در ضمن اشاره به قبايل طرفدار على، از انصار و ديگر قبائل عرب، از آل مهلّب نام مىبرد همچنانكه اصرار دارد كه علويان منطقۀ حلب و جبل علويان را از اعقاب فاتحين عرب صدر اسلام معرّفى كند اين اصرار آنگاه توجيه معقول پيدا مىكند كه مىبينيم برخى سلطهگران فرانسوى آنان را اصالةً كُرد معرفى مىنمايند كه آنان با اين شگرد مىخواهند ميان مسلمانان به نحوى تفرقه ايجاد كنند.