257روايات هست كه حجرالاسود سنگى بهشتى است كه با حضرت آدم مونس بوده و با او صحبت مىكرده است، و سفيد رنگ بوده بعداً به خاطر اين كه مشركان پليد آن را لمس كردهاند سياه شده است. (مِنْ نَجِسِ المُشْرِكيٖنَ اسْوَدَ الْحَجَرُ) 1. باز در روايات است كه حجرالاسود فرشتهاى از فرشتههاى الهى است و ميثاقها و پيمانهاى مردم نزد اوست، به همين جهت وقتى به حجر مىرسيم مىگوييم: «أمانَتىٖ أدَّيْتُها و ميثاقىٖ تَعاهَدْتُّهُ لِتَشْهَدَ لىٖ بِالمُوافاةِ» «امانت خود را ادا كردم و پيمانم را وفا كردم تا در قيامت شهادت دهى كه وفا كردهام». بنابراين بايد حجرالاسود موجودى داراى شعور باشد.
على: حاجآقا مثل اين كه وقت گذشت و به نزديكى مغرب رسيديم و هنوز سؤالهاى زيادى داريم، اگر لطف كنيد يكى دو جلسه ديگر به سؤالهاى ما پاسخ دهيد خيلى ممنون مىشويم.
روحانى: برخى از سؤالات را كه مربوط به فلسفه احكام است در جلسات عمومى صبح توضيح مىدهم، و برخى سؤالات خصوصى را در جلسات خصوصى جواب خواهم داد.
* پس از جلسه بلافاصله شام خورديم و خود را به مسجدالحرام رسانديم.
نرگس: اينجا بهتر از مدينه است لااقل هر سه مىتوانيم با هم در مسجد بنشينيم دعا بخوانيم طواف كنيم، ديگر زن و مرد از هم جدا نيست و لازم نيست جلوى درب مسجد منتظر يكديگر بمانيم.