30نشان نمىداد؛ بلكه با چهرهاى متغير و دگرگونه با ابىذر و افرادى از قبيل او برخورد مىكرد، ابىذرى كه علناً ولاىِ على را به مردم يادآور مىشد، و پيرامون خانههاى مردمِ مدينه - به سان طوفان - مىگشت و با صداى بلند بانگ برمىآورد كه:
ادّبوا اولادكم على حب على،فمن ابى فانظروا فى شأن امّه. 1
آئين زندگانى را براساس حب و دوستى علىّ به فرزندان خود تعليم دهيد آنكه از اين كار خوددارى ورزد دربارۀمادرش مطالعه به عمل آوريد [يعنى حق داريد در طهارتِ مَوْلِدِ چنين فردى ترديد نماييد].
جابربن عبدالله انصارى نيز همانندِ ابى ذر مردم را به ولاى على فرا مىخواند.
ابىذر و هممسلكانِ او تا مىتوانستند در مقام انتقاد و اعتراض نسبت به كارهاى نادرست برمىآمدند و تبهكارىها را به باد يورش مىگرفتند.
همين كار ابىذرّ موجب گشت تا عثمان وى را به شام تبعيد كند. در شام نيز دست از روشِ خود برنداشت و وعده و وعيد نتوانست او را - از خط مشى و رسالتش - به يكسو نهد. فريادهاى اعتراضِ او در شام به بازدهى مطلوب