96كه ناسازگار را دفع و ملايم را جذب مىكنند، منتهى در سطح طبيعت نام مناسب خود را دارد، يعنى گاهى به صورت جذب و دفع، گاهى به صورت شهوت و غضب، گاهى به صورت محبّت و عداوت، گاهى به صورت ارادت و كراهت و...، ولى در انسانهاى مؤمن به صورت تولّى و تبرّى تجلّى مىكند كه اين تولّى و تبرّى، همان رقيق شدۀ جذب و دفع است، و انسانى كه به تولّى راستين و تبرّاى صحيح رسيده است، در مناسك روز دفع، تجلّى را دارد.
انسان متقى به خدا وصل مىشود
خدا مىفرمايد: قبل از قربانى سر را تيغ نكشيد: «لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ » 1 آنگاه مسأله قربانى را تشريح مىكند و مىفرمايد: قربانى در جاهليت نيز مرسوم بود كه خون آن را به ديوار كعبه مىماليدند و گوشتش را آويزان مىكردند. براى اينكه معبودشان قربانى را بپذيرد. ديوار كعبه را با خون قربانى رنگين و با گوشت قربانى تزيين مىكردند. قرآن كريم فرمود: «لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ » 2 يعنى خون و گوشت قربانى كه جزء مناسك منى است، به خدا نمىرسد، بلكه روح عمل كه تقرب آور است و تقواى اين كار، به خدا مىرسد؛ عمل قربانى كردن در واقع يك حكم دارد و يك حكمت، حكم؛ كشتن يك گوسفند است و حكمت؛ با تقوا بالا رفتن.
در بخش تبرّى نيز بيان قرآن اين است كه سنگريزهها شيطان را رجم و طرد نمىكند، بلكه اين انزجار درونى شما است كه شياطين انس و جن را مىراند.