196كينهتوز، سرسخت، موضعگير، ستيزنده و پرخاشگرند و از رشد يكديگر حسودانه نگران و از هبوط همديگر خرسند و محكوم حاكم عدل و قسطاند كه فرمود:
«وَ أَلْقَيْنٰا بَيْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ »
1
.
«فَأَغْرَيْنٰا بَيْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ »
2
.
و شيطان كه همانند كلب مُعَلَّم است با وسوسۀ مرموز خود - كه يك امر تكوينى است و تا حدودى سهمى از تجرّد خيالى و وهمى دارد - در دلهاى دنيازده نفوذ يافته و پيوند آنان را از يكديگر بريد و آنها را تحت ولايت خود درآورد.
(إِنَّمٰا يُرِيدُ الشَّيْطٰانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ...)
3
.
و اگر احياناً در برخى از موارد به منظور جذب دلها (مؤلفة قلوبهم ) از مال استمداد شده و سهمى از زكات به آنها داده مىشود، اين احسان مادى، زمينه آن تأليف معنوى است وگرنه تأثير آن فقط در محور سكوت و خاموشى است، نه سكون و آرامش دل، زيرا قلب، فقط به ياد خداوند مىآرمد (أَلاٰ بِذِكْرِ اللّٰهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) 4.
و با اعراض از ذكر حق گرفتار ضنك، تنگى، ضيق معيشت و بستگى زندگى خواهد شد و هرگز توفيق شرح صدر حاصل نمىكند (مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً) 5.
اسلام محور اتحاد
انسان در منطق وحى، فقط با اسلام كه دين جهانشمول است و همگان را «همسان»، «همسو»، «همتا»، «همخو»، «هماهنگ» و «همراه» مىكند،