197به كمال نهايى خود مىرسد. و همانطور كه قبلاً بيان شد: «وحدت جهانى» بدون پيوند تكوينى و جهانى ميسر نخواهد بود و هرگونه پيوندى كه با سرشت توحيدى انسانها مطابق نباشد، اعتبارى و زوالپذير است، از اين رو هر قانونى كه براى هدايت جوامع بشرى تدوين مىشود، بايد منطبق با فطرت الهى آنان بوده و داراى آن دو خصوصيت ياد شده (تكوينى و ابدى) باشد و تنها مبدأيى كه به همۀ اصول گذشته، احاطۀ علمى دارد و بر طرح و تدوين آن تواناست، ذات اقدس خداوند است.
لذا اسلام را به عنوان دين جهانى معرفى نمود و جهانيان را به پذيرش آن دعوت كرد و خطوط اصيل آن را «كلى»، «دائم» و «همه جايى» تبيين نمود و از جدايى از آن نهى كرد و خطر «اعراض از آن» يا «اعتراض بر آن» يا «معارضه با آن» را اعلام داشت و فرمود:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدٰاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوٰاناً وَ كُنْتُمْ عَلىٰ شَفٰا حُفْرَةٍ مِنَ النّٰارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهٰا كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللّٰهُ لَكُمْ آيٰاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ »
1
.
يعنى هر فردى گذشته از آنكه موظف است به اسلام - كه بهترين حبل و دستاويز انسانهاست - تمسك جويد، بايد همراه با مسلمانان و در كنار آنان باشد و با هم به ريسمان الهى، كه همان قرآن كريم و سنت معصومين است، اعتصام جويند. و اين هماهنگى دين، همانا نعمت ويژۀ الهى است كه نبايد از آن غفلت كرد. همچنان كه نبايد از خطر دشمنى و اختلاف كه همانند حركت در لبۀ دره و گودال آتش است غافل بود.
و نيز فرمود: