191به جهان طبيعت است، مىرهد. و با شرايط و موجباتى كه جامع آنها پيوند به عالم ماوراء طبيعت مىباشد آشنا شده و از اين رهگذر به مقصد مىرسد، موانع طبيعى نه منحصر در اشياء معين است و نه مخصوص افراد خاص يا زمان و مكان معيّن، بلكه هر چيزى كه بشر را از ياد خداى سبحان غافل كند دنياى او محسوب مىشود و دامنگير همه انسانها در همۀ شرايط سنّ و مقام خواهد بود. مگر بندگان مخلَص (بفتح لام) كه از گزند آن مصونند: «وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاّٰ عِبٰادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » 1.
موانع سلوك بسوى خدا
انسان سالك به سوى خدا هر اندازه نيرومندتر باشد، رهزنان او ماهرتر و رهايى از دام آنها دشوارتر است، ليكن با تحصيل شرايط سير بسوى حق، پيمودن آن آسان خواهد شد: (فَأَمّٰا مَنْ أَعْطىٰ وَ اتَّقىٰ * وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنىٰ * فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرىٰ ) 2. چه اينكه با محروميت از آن و ابتلاء به موانع سلوك بسوى خداى سبحان طىّ راه انحراف و سقوط سهل مىگردد (وَ أَمّٰا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنىٰ وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنىٰ فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرىٰ ) 3.
و چون جهان حركت و تحوّل ظرف امتحان الهى است، خداوند همگان را از امكانات طبيعى برخوردار مىنمايد، تا با داشتن وسايل مادى آزمون گردند. لذا فرمود: «هم دنيا طلبان را امداد مىكنيم و هم آخرت خواهان را مدد مىنماييم، (كُلاًّ نُمِدُّ هٰؤُلاٰءِ وَ هَؤُلاٰءِ مِنْ عَطٰاءِ رَبِّكَ وَ مٰا كٰانَ عَطٰاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً) 4.
و چون كثرت، گذرگاه وحدت است و اين رهگذر، مانع مهم و عقبه كئود مىباشد، و براى عبور از آن، چارهاى نيست، لذا سالك كوى حق