161زندگى را بنا نهادهاند و گروهى در پرتو توحيد و سايۀ تقوا اساس زندگى خويش را پى ريختهاند:
«أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَلىٰ تَقْوىٰ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيٰانَهُ عَلىٰ شَفٰا جُرُفٍ هٰارٍ فَانْهٰارَ بِهِ فِي نٰارِ جَهَنَّمَ ...»
1
.
قرآن كريم، كعبه و حج و زيارت آن را محور تقوا و اساس پرهيز از طغيان و پرخاش در برابر طاغوت مىداند. خداوند، مناسك حج را از رهگذر وحى آنچنان نشان ابراهيم خليل داد (وَ أَرِنٰا مَنٰاسِكَنٰا) 2 كه جز توحيد ثمرۀ ديگر ندارد و همان مناسك توحيدى را خاتم انبيا(ص)به پويندگان راهش تعليم داد و فرمود:
«خذوا عنى مناسككم » و تلبيۀ سنت جاهلى را كه با شرك آميخته بود و دور خانه توحيدى كه به صورت بتكده درآمده طواف مىشد تنزيه كرده، هم احرام و لبيك گفتن را از شركت با شرك نجات داد و هم كعبه را از لوث بتها رهايى بخشيد و شعار جاهليت را كه در هنگام تلبيه به اين صورت ادا مىشد: «لبيك لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك » 3يعنى تو شريكى ندارى مگر شريكى كه براى تو است و مال تو است. به صورت توحيد محض و وحدانيت ناب تجلّى داد، چنان كه در اسلام هنگام تلبيه با نفى هر گونه شريك چنين گفته مىشود:
«لَبَّيكَ لَبَّيك لاشَريكَ لَكَ لَبَّيك» ، يعنى هرگز و هيچ شريكى براى تو نيست و نخواهد بود.
چون بنياد فولادين تقوا بر پايۀ استوار و خلل ناپذير توحيد بنا نهاده شدهاست و حج زيارت كعبه، توحيد ممثل مىباشد، لذا قرآن كريم ضمن دستور حج چنين مىگويد:
«... وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّٰهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ »
4
.