160گوش مىرسد، چه اينكه تأمّل در آن بيت خدايى نشان مىدهد كه كعبه ستون استقامت و مقاومت در برابر شرك و الحاد و زبان آزادى در قبال هرگونه بردگى و استبعاد و استكبار جهانى است.
كعبه، اساس تقوا وبنياد پرهيز و پرخاش
تمام پيامآوران الهى به اين منظور مبعوث شدهاند كه در هِرَم بلند توحيد، كركس شرك پرنكشد و در حرم والاى وحدانيت، شيطان طغيان و تمرّد احرام نبندد:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنٰا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّٰاغُوتَ »
1
.
در حقيقت هدف وحى و نبوت عامه دو چيز نيست، يكى اثبات توحيد و ديگرى نفى طاغوت و شرك؛ بلكه تنها هدف والاى پيامبران، شكوفايى اصل توحيد - كه فطرى است - و حمايت از آن و پاسدارى مرز مقدس آن از تهاجم هرگونه شرك و خرافات مىباشد، زيرا معناى كلمه طيبۀ «لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ » كه همۀ انبيا بر آن مبعوث شدهاند به دو قضيۀ سلب و اثبات تحليل نمىشود؛ يعنى مفاد اين كلمۀ طيبه دو چيز و دو اصل، يكى «نفى شرك» و ديگرى «اثبات هستى» (اللّٰهُ ) نيست بلكه مفاد آن اين است كه: غير از «اللّٰه»، كه بالفطره ضرورت هستى آن شناخته شدهاست و نيازى به اثبات ندارد، معبودى نيست، چون كلمۀ «الّا» در اين جمله به معنى «غير» است نه استثنا، يعنى غير از «اللّٰه» الهى ديگر نيست. نه آنكه «هيچ الهى نيست». و ثانياً «اللّٰه استثناء شده و به صورت قضيه اثباتى از آن سلب كلّى خارج شده باشد»، اين عصارۀ هدف وحى و نبوت عامه است ولى بيشتر به دو جناح متقابل منشعب شده است، گروهى بر لبۀ درّه شرك