155شرك و طغيان منزّه مىباشند در حريم آن راه يابند:
«وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْقٰائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ»
1
.
«وَ عَهِدْنٰا إِلىٰ إِبْرٰاهِيمَ وَ إِسْمٰاعِيلَ أَنْ طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ وَ الْعٰاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ»
2
.
بنابراين كعبه، خانهاى است كه از هر گونه آلودگى پاك است و طواف حريم آن درس طهارت و دستور پاكيزگى مىدهد و كسانى به زيارت آن نائل مىگردند كه از هر شرك و عيب و هر رجس و رجزى، رهايى يافته و هجرت كرده باشند.
كعبه، خانهاى است پاك و به دست بهترين پاكان ساخته شده است و جز پاكان را نمىپذيرد و دستورى جز فرمان طهارت روح نمىدهد و سنتى جز سنت پاك توحيد را روانمىدارد، لذا به تشريف ديگرى نائل آمد و آن اضافه شدن به خداوند است: «وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ » ؛ يعنى «پاك بدار خانه مرا». ناپاكانى كه به رجس شرك آلوده شده و به لوث طغيان و تمرد تن داده بودند، هرگز نمىتوانستند كعبه را اداراك كنند و در حريم آن به نماز، توفيق يابند، لذا عبادتشان در مدار پاكترين پايگاههاى عبادى بصورت صفير و صوت كشيدن و كفزدن ظهور مىكرد: «وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَةً » 3.
«نماز بتپرستان در كنار كعبه جز كف زدن و صفير كشيدن چيزى نبود».
مصونيت كعبه
چون هدف تأسيس كعبه، توجه عبادت كنندگان الهى به سمت اوست و عبادت به عنوان يك اصل ضرورى براى انسان مطرح است و اين سنت