133را ندارد، «الا رجل خرج بنفسه و ماله فلم يرجع بشىء من ذلك » 1 مگر آن مجاهدى كه با نثار جان و ايثار مال برود و برنگردد، كه او حساب ديگرى دارد.
هر كس در هر زمان به شهادت رسد، به آن زمان و تاريخ فخر و ارزش مىدهد، در هر زمين بيارمد به آن سرزمين شرف مىبخشد، اينكه در فرهنگ ما گفتهاند: زيارت وارث و عاشورا را مكرر تلاوت كنيد براى آن است كه در مضمون آنها آمده است كه سرزمين شهادت سرزمن طيّب است:
«طبتم و طابت الأرض التى فيها دفنتم ». شهيد و شهادت حسابش چيز ديگرى است. جهاد عملى است كه ممكن است مجاهد در آن به شهادت برسد و ممكن است شهيد نشود، منتهى اگر جهادش به شهادت منتهى شد «لا يعادلها شىء» شهيد روزگار و سرزمين خود را مرهون خون خود مىكند.
صغراى قياس در زيارت وارث آمده، و كبراى قياس، در قرآن كريم كه: «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبٰاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ » سرزمينى كه طيب باشد، ميوهاش به نام ذات اقدس «الٰه» شكوفا مىشود و آثار ميوهاش به ديگران مىرسد.
آنگاه اين سؤال مطرح است كه: آيا تنها مسأله عبادى حج حتى از جهاد منهاى شهادت بالاتر است يا به ضميمۀ بار سياسى كه در آن تعبيه شده اين گونه گرانبار شده است؟ براى رسيدن به پاسخ اين سؤال بنگريد و ببينيد در ذيقعده و ذيحجه چه حادثهاى رخ داده است؟
مهمترين حادثهاى كه در ذيقعده رخ داد، ساختمان و بناى كعبه است، (25 ذيقعده) «دحو الارض»؛ يعنى پيدايش سرزمينى كه زير بناى حرم خداست، در اين ماه مىباشد.