134در دهۀ ذيحجه مهمترين حادثۀ تاريخى كه رخ داد نزول سورۀ برائت و ابلاغ تبرّى به دست امير تبرّى، علىبنابىطالب - عليه آلافالتحية و الثناست - و در همين مراسم حجّ: «وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّٰاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللّٰهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ » 1 آمده است. ديگران فكر مىكردند كه اين سوره مىتواند به وسيله صاحبان سقيفه قرائت شود، ولى همان وحيى كه تبرّى را آورد، دستور ابلاغش را هم صادر كرد كه: «لا يؤديها الا انت أو رجل منك » اين تبرّى را بايد يك انسانى كه مظهر تولّى و تبرّى است، ابلاغ كند و اى پيامبر آن شخص بايد خود تو و يا كسى كه جاى تو و هم پاى تو است، باشد. لذا وجود مبارك اميرالمؤمنين، على بن ابىطالب - عليهآلاف التحية والثناء - كه نفس رسولاكرم است عهدهدار تبليغ سورۀ تبرى از مشركين شد.
اين حوادث نشان مىدهد كه زمان حج از جهات ياده شده فضيلت دارد، چون هر زمانى را متزمّن آن، «شرف» و هر مكانى را متمكّن آن، «فخر» مىبخشد وگرنه در گوهره زمان، فرقى بين اجزايش و در جوهرۀ زمين فرقى بين ابعادش نيست.
اكنون روشن شد كه چرا حج پايگاه عميقى دارد، و چرا همۀ انبيا سعى مىكردند كه پيامشان را از كنار كعبه به گوش جهانيان برسانند، اگر حج فقط جنبۀ عبادى تقرّب داشت، و عبارت از گشتن در اطراف احجار بود، اين عمل در جاهليت هم بود كه با يك تفاوت كوتاهى در اسلام ظهور كرد.
بنابراين، اساس و روح آن، چيز ديگرى است. امام باقر - عليه آلاف التحية و الثناء - كه مظهر علم ذات اقدس «الٰه» و باقر علوم الأولين و