138مورد پرتاب سنگهاست؛ به هم نزديك است، شايد معنايش اين باشد كه شيطان زود به زود به سراغ انسان مىآيد. در اين سه محل حضرت آدم (عليهالسّلام) نيز مورد سوء قصد ابليس قرار گرفته است، گويا مكان، مكان خاصى است، مكانى است كه هر مؤمنى بايد، سنگهاى خود را در دست داشته باشد و حركت كند. در آنجا كسى به كسى نيست. اگر از قبل آمادگى نباشد، در برابر شيطان و در محل شيطانها، نمىشود، سنگ تهيه كرد. سنگسار شدن اين محلها به ما مىفهماند كه هميشه زمينها و كسانى كه در جوار افراد يا مكانهاى مقدس قرار گرفتهاند، ارزش ندارند، آرى در كنار مكه هم، ستون سنگسار شدنى پيدا مىشود، پرتاب سنگريزهها به ما مىفهماند كه آنچه را ديشب با سختى و انگشت به خاك زدن، پيدا كردهاى و با خود آوردهاى براى دفاع از حريم انسان و اسلام پرت كن.
اين عمل به ما مىفهماند كه ما از عرفات و مشعر برگشتهايم. داراى فهم و شعور شدهايم و دشمن را مىشناسيم و به او هجوم مىبريم.
پايههاى سنگى كه مورد هجوم مؤمنان است به ما مىآموزد كه شيطان و انسانهاى شيطان صفت، همچون پايهاى بىروحاند، سفارش شده كه سنگريزهها را يكى پس از ديگرى، روى انگشت ابهام (شست) گذارده با انگشت كنارش (سبابه، همان انگشتى كه با نوك آن، انگشتنگارى مىشود)، پرتاب نماييد، گرچه در آن شلوغى عملاً اين كار بسيار سخت است، ولى همين دستور كه به عنوان مستحب، ذكر شده، به ما مىآموزد كه دشمن به قدرى ضعيف و ناچيز است كه براى طرد او فشار يك انگشست كافى است.