129كرده است 1، اكنون اين دل كه خانۀ خداوند است، بايد غبار روبى شود، بايدتكانى خورده، زنگهايش، همه پاك شود، و براى اين كار، محلى مناسب لازم است، كجا بهتر از سرزمين مشعر، جايى كه هيچ وسيلهاى براى سرگرمى و مشغول شدن روح وجود ندارد و اين قلب فرارى در اين سرزمين، همانند حيوان وحشى است كه در كوچۀ بن بست قرار گرفته، چارهاى جز توجه به خدا ندارد، زيرا نه لباسى است و نه مسكنى، نه غذايى و نه تشريفات و نورى، واى بر افرادى كه در اين سرزمين هم، دل به خدا ندهند و حق است كه قرآن به آنان خطاب كرده، بفرمايد: «أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّٰهِ » 2، «آيا هنوز وقت آن نشده است كه دلهاى مؤمنين براى ياد خدا خاشع و آماده شود؟».
براى نجات انسان از ظلمات گناه، ايام و ساعاتى امتياز دارند، مانند شبهاى جمعه و ايام ماه رمضان و سرزمينهاى مقدس عرفات و مشعر، ولى در مشعر، انسان احساس خاصى دارد، در آنجا خود را به هدف نزديكتر مىبيند، خود را آماده مىبيند، آماده براى اينكه، فراد با دشمن ديرينۀ خود بجنگد (رمى جمرات )، آماده براى اينكه از زيبائى و موى سر خود بگذرد، آماده براى ريختن خون قربانى.
اين روش تربيت اسلامى است كه اول، موى سر را براى خدا بدهيم تا به سر دادن در راه دوست نزديك شويم. اول، جاى شيطان زمانِ