130ابراهيم(عليهالسّلام) را سنگ بزنيم تا براى سنگ زدن به شيطانهاى زمانِ خود آماده شويم. اول، گوسفند خود را به قربانگاه ببريم تا شايد به قربان شدن خود در راه رضاى او، كمى نزديك شويم، چه زيباست كه انسان در شب مشعر، همراه با مناجات و دعا در اين افكار نيز باشد.
شب عيد قربان است، شبى است كه فرداى آن بايد تلاشها داشته باشد، در حرم الهى هستى، بنشين و كمى در تاريخ و حالات حرم خدا كه در وجودت قرار داده (قلب) فكر كن، اين روح و قلب پاك را به همۀ گناهان آلوده كردى.
آيا در اين دل، يقين است يا شك؟ علاقه و مهر و صفا است يا حسادت و كينه و عداوت؟
آيا در قلب تو ايمان است يا مرض؟ آيا دل تو بيشتر به حق تمايل دارد يا به باطل؟
خداوند براى ورود تو، به حضرت ابراهيم و اسماعيل(عليهماالسّلام)، خطاب كرد كه حرم و خانۀ مرا از آلودگيها پاك نماييد (طَهِّرٰا بَيْتِيَ لِلطّٰائِفِينَ )، آيا تو، براى ورود به حرم خدا، دل خود را پاك كردهاى؟ آيا از كسانى كه در حقشان ظلم كردهاى و به مال و جان و آبروى آنان لطمه زدهاى، عذرخواهى نمودهاى؟
آرى، شب مشعر، شب شعور است، در حرم خدا هستى، بايد كمى هم در حرم خدا دقت نمايى، مگر امام صادق(عليهالسّلام) نفرمود:
«اَلْقَلْبُ حَرَمُ اللّهِ فَلاٰ تُسْكِنُوا حَرَمَ اللّهِ غَيْرَاللّهِ»، دل، حرم خدا است، در اين حرم، غير او را راه ندهيد، ولى ما جز خدا، همه را راه دادهايم. خزينهدار خائنى بوديم، امانتدارى را مراعات نكرديم، و الآن، براى نجات و انجام وظيفه خود، به حرم خدا، پناهنده شدهايم تا از كوتاهىهايى كه در طول عمر، نسبت به حرم دل كردهايم، شرمنده شويم و به فكر چاره افتيم.