125مىفرمايد: فلسفۀ اين عبادت شبانه آن است كه هر سه خطر را از تو دور كند و تو را در برابر تمام سنگينىهاى رسالت، بيمه نمايد. نماز شب آگاهانه و عاشقانه، پاى تو را در زمينههاى لغزنده محكم مىكند: (أَشَدُّ وَطْئاً)، سخنانى كه در زمزمۀ شب به هنگام خلوت با خدا مطرح است، از گفتگوهايى كه زمان درگيرى با صدها مشكل در روز، آن هم زير بار مسئوليت و رسالت جهانى، محكمتر است (وَ أَقْوَمُ قِيلاً)، و فرصت تصميم و قدرت حركت و مانور هم، در روز و در حال انجام وظيفه كه كار زياد و سخت است، كم است (إِنَّ لَكَ فِي النَّهٰارِ سَبْحاً طَوِيلاً).
بهرحال، اين خود درسى است براى مسؤولان جامعه كه بايد در سحرها سوختگيرى نمايند و روح و روان خود را در ارتباط مستقيم با خداوند كه منبع قدرت بىنهايت است، تقويت كنند تا در روز با گشادهرويى و بيان محكم، بتوانند در مسير راه، طورى حركت نمايند كه نه پاى آنان بلغزد، و نه زبانشان به سخنانى ناروا باز شود، و نه قدرت تصميم و مانور صحيح را از دست بدهند.
از موضوع كمى پرت شديم، معذرت مىخواهم، در مشعر بوديم، وظيفۀ ما در آن شب، پيدا كردن سنگريزه براى شيطانهاى روز است، در آن شب هر كه به گوشهاى سر به زير انداخته و با انگشتان خود وسيلۀ فرداى خود را آماده مىكند.
آرى براى روز قيامت هم بايد از لابلاى ظلمات دنيا وسايل نجات خود را آماده كنيم.
قطرات اشك مؤمنان در شبها وسيلۀ نجات در روز قيامت است. آفتاب روز محشر، بيشتر مىسوزدش هر كه اينجا درد و داغ عشق كمتر مىكشد