124مشعر، جاى شعور است، گويا عرفات كلاسى بود، و مشعر كلاسى بالاتر، آن كلاس روزانه بود، و اين كلاس شبانه، دو كلاس صحرايى كه در اولى براى شاگردان، برنامهريزى شده، جاى معين و روشن و غذا نيز معلوم است، ولى در كلاس ديگر، نه مكان است، نه برنامهريزى قبلى، اين كلاس به مكه و كعبه نزديكتر است، هيجان شب، ترس و گم شدن نيز بيشتر است. در مشعر انسان خستهتر است، غريبتر است، بىچيزتر است، ولى كلاس بالاتر است. بايد در همان خستگى باز هم به فكر جمع كردن اسلحه باشى، سنگ ريزههايى را كه بناست، فردا به شيطان بزنى، در همين جا جمع كن، هر كسى براى خود به خاكها، چنگ مىزند و دنبال فشنگهاى فردا مىگردد، آرى در شب بايد آماده شويم تا در روز بتوانيم، پيكار كنيم.
خداوند در قرآن به پيامبرش مىفرمايد: مقدارى از شب را بيدار باش، و با نماز شب و تلاوت قرآن خود را آمادۀ فردا كن، چون كار روز زياد و سنگين است: «إِنّٰا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً * إِنَّ نٰاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً * إِنَّ لَكَ فِي النَّهٰارِ سَبْحاً طَوِيلاً» 1.
فشار كار و سنگينى بار، سه چيز را به دنبال دارد:
1 - رمق را كم كرده، پا را مىلرزاند.
2 - زبان را به كلمات ناموزون باز مىكند.
3 - فرصت تصميم و قدرت مانور را كم مىكند.
خداوند، در سورۀ «مزمّل» به پيامبرش دستور نماز شب مىدهد و