147يا اصلى اين «لقاء الامام» بوده است.
اين ايجاد رابطه، حتى به صورتِ غيرمستقيم و با واسطه هم زمينهسازى مىشد و پيوند غيرحضورى با مكتب اهلبيت و خطّ فكرى ائمه، فراهم مىگشت.
مردمى كه از اقصىنقاط ممالك اسلامى آمدهاند، مىبايست در آن ازدحام و شلوغى و حال و هواى مناجات و عبادت و مناسك و... راهى هم به «خطّ ائمه» پيدا كنند، كه تصحيح كنندۀ نظام فكرى و عقيدتى، و جهت بخشِ ايمان و عمل مردم در مسير «حق» است.
وصيّت امامباقر(ع) را براى اقامۀ عزادارى و ندبه بر آن حضرت به مدّت دهسال در «منا»، نشان دهندۀ حضور ائمه، حتى در اين شكل، در فريضۀ حج و هدايت و رهبرى فكرى - مرامى مردمى است. يعنى نشان دادنِ «راه»، و نصبِ «علامت» و چراغ راهنما و يادآورىِ اينكه چگونه مىتوان سراغ ائمه رفت و آنان را فراموش نكرد.
ايام منا، كه روز عيد و سرور و بركت است، نه گريه و اندوه و اشك، وقتى در جمع حجاج، گريه سر داده مىشود، توجهها به سوى آن كانون جلب مىشود. و «...اين خبر را مردم، پس از بازگشت به محلهاى خود، به آنها كه از اين مواقف دورند نقل مىكنند و از اين طريق، به غائبين هم مىرسد و حجت بر مردم تمام مىشود. ديگر كسى نمىتواند عذر و بهانه آورد كه نمىتوانسته به شهرى كه اقامتگاهِ «حجت خدا» است دسترسى پيدا كند، يا كسى از حجت خدا به او خبرى بدهد، يا بگويد كه دعوت امام و گمراهى مخالفانش را نشناختم. در اين حال اغلب چنين است كه ديگر جاهل قاصر و بىخبرى باقى نمىماند...». 1
ولايت، روحِ حجّ
اگر از سنگرى استفادۀ لازم نشود،
اگر گنجى استخراج و مصرف نگردد،