85از آيۀ شريفۀ بَوَّأْنٰا لِإِبْرٰاهِيمَ مَكٰانَ الْبَيْتِ 1و از حديث بيانگر سرّ تربيع كعبه 2 بر مىآيد كه ساختار كعبه، مكان آن و ساير امور وابستۀ به آن از ناحيۀ وحى بود. افزون بر اين، بشر عادى در آن مراسم وجود يا حضور نداشت تا در مهندسى يا معمارى آن دخالت كند و حضرتابراهيم(ع) با وحى الهى عهدهدار آن شد. پس كعبه در همۀ ابعاد هنرى، صناعى، ابزارها، نقشهها و سرزمين، از وابستگى به غير خدا منزّه و از پيوستگى به افراد مبرّاست. اين بناى مقدس، اولين بنايى است كه به عنوان معبد براى مردم ساخته شده است. 3 از همينرو براى توسعۀ مسجدالحرام مىتوان بناهاى مجاور را، كه در حقيقتْ حريم كعبه را غصب كرده است، تخريب كرد. چنانكه امامصادق و امامكاظم در رفع توهم غاصبانه بودن چنين تخريبى فرمودند: ...چون بيت الله پيش از همۀ اين بناها بوده و ديگران با غصب حريم آن، در اطراف آن خانه ساختند، بانيان آن ابنيه در حقيقت غاصباند و تخريب اين خانهها مانعى ندارد؛ «
إنَ كانتْ الكَعْبَةُ هِىَ النّازِلَةُ بِالنّاسِ فَالنّاسُ أولى بِفِنائِها وإنْ كانَ الناسُ هُمُ النّازِلِينَ بِفِناءِ الكعبةِ فَالْكَعْبَةُ أولى بِفِنائِها ». 4
حاصل اينكه، كعبه ارتباطى خاص به شخص يا گروهى ندارد و تابع هيچ قانونى از قوانين مجعول بشرى نيست، بلكه تبلور اسلام است؛ زيرا:
اولاً، همانند قرآنكريم و رسولاكرم(ص) جز به خداوند به احدى متكى نيست.
ثانياً، همانگونه كه قرآن كريم كلامالله و كتابالله است و محصول فكرى هيچكس نيست و هيچ فردى توان آوردن همتاى آن را ندارد و همانگونه كه پيامبراكرم(ص) نزد هيچ آموزگارى علم نياموخت و احدى تعليم و تزكيه بر او ندارد، از اينرو عبدالله و رسولالله است، كعبه نيز در همۀ جهات، از مِلك و نقشه و مصالح ساختمانى معمار و دستيار آن، متعلّق به ذات اقدس الهى است.
ثالثاً، همانطور كه خداى سبحان حقيقت قرآن را از تطاول طاغوتيان و از گزند هرگونه