84براى اسلام است، فرمان داده شد كه اگر مشركان در خود مسجدالحرام براى از بين بردن اسلام به شما حمله كردند در همانجا آنها را بكشيد.
در فصل پنجم از بخش اول، در بحث از «منشأ حرمت و عزت كعبه» توضيح اين نكته گذشت كه حرمتهايى كه براى حرم، مكه، مسجدالحرام و كعبه است به امامى كه خداوند او را به ولايت برگزيده، و از او به حق مطلق، يعنى خداى تعالى منتهى مىشود.
سرپرستى مسجدالحرام
مراكز مهم دينى را جز پارسايان شجاع و مدبّران آگاه كسى حق ندارد اداره كند. به لحاظ اهميت خاص كعبه و نيز مسجدالحرام و حرم امن الهى، قرآن كريم تصّدى امور آنها و شرايط توليت و موانع آن را صريحاً بيان كرد تا «صالحانِ شايسته»، تشويق و «طالحانِ نالايق» طرد گردند و امانتهاى الهى به اهلش سپرده شود.
تعيين سرپرست خانۀ خدا فقط در اختيار خداوند است. در آيۀ كريمۀ مٰا كٰانُوا أَوْلِيٰاءَهُ إِنْ أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ 1به عزل، بلكه انعزال تبهكاران از توليت مسجدالحرام و به نصب متقيان جهت سرپرستى آن اشاره شده است؛ زيرا تبهكار نسبت به معبد الهى هم منصرف است و هم صارف، هم نائى است و هم ناهى. اما پارسايان در آستانه معبد خدا هم بنده حقّاند و هم دعوت كننده به آن.
سرپرستى و توليت مساجد، حقّ الناس نيست، بلكه حكم الهى و حق خاص خداست كه بر مردان باتقوا جعل و الزام شده است. از همينرو براى توليت حرم، كه خداوند آن را در انحصار افراد و گروه خاصى قرار نداده است، بايد متقيان از سراسر كشورهاى اسلامى فرمان خدا و امر غيبى او را امتثال كرده، در ادارۀ حرم نقش داشته باشند.
سرّ اساسى اين مطلب، آن است كه كعبه، كه منشأ احترام و حرمت مسجدالحرام و حرم الهى است، همانند آثار باستانى اقوام و ملل خاص نيست تا گروه مخصوصى حراست آن را بر عهده داشته باشند. اگر كعبه در رديف آثارى همچون ديوار چين و اهرام مصر و مانند آن بود، محور گردهمايى معنوى مسلمانان سرسر گيتى در طول تاريخ نمىشد.