183حجگزار با لبّيك گفتن در حقيقت با خدا پيمان مىبندد كه از اينپس جز به طاعت او زبان نگشايد و زبان خود را بر همۀ گناهان ببندد. 1 جِرم زبان اندك ولى جُرم آن فراوان است و تلبيه، تطهير زبان از همۀ گناهان مربوط به آن است. از اينرو زبان زائر بيتالله، زبان طاهر است.
پس سرّ تلبيه، زبان به حق و طاعت گشودن و از گفتار باطل و معصيت رستن است، آن هم نه تنها در محدودۀ زمانى حج و عمره، بلكه براى هميشه.
مراتب و درجات تلبيه و لبّيكگويان
براساس تفاوت مراتب تلبيهها، درجات لبيكگويان نيز متفاوت است؛ زيرا عدهاى اعلان انبيا(عليهم السلام) را لبيك مىگويند و گروهى دعوتِخداى سبحان را. بعضى مىگويند: اى كسى كه ما را به الله دعوت كردهاى، ما اجابت كرديم و آمديم: «لبّيك داعى الله، لبّيك داعى الله». 2 اين گروه، متوسّطان از زائران خانۀ خدا هستند كه دعوت ابراهيم خليل را اجابت مىكنند، كه به فرمان خداى تعالى مردم را به حج فراخواند؛ وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ . 3
فراتر از آنان، گروهى هستند كه دعوت «الله» را كه فرمود: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً 4مىشنوند و به آن پاسخ مىگويند. البته گرچه جواب خليل خدا هم جواب خداست و جواب خدا بدون جواب خليل او نيست، ليكن تفاوت در شهود زائر عارف بيتالله است؛ زيرا هر انسانى طبق درجۀ هويّت و مرتبت ايمان خود، خداوند را مىشناسد و ميثاق با وى را امضا مىكند و دستورهاى او را امتثال مىكند. برخى با واسطه و بعضى نظير انبيا(عليهم السلام) بىواسطه خدا را شناختند و با او ميثاق بستند و به حكم وى عمل كردند. آنچه در نشئۀ شهادت ظهور مىكند محصول پيمان مرتبۀ غيب است. بنابراين،