178مليك اصيل واگذار كند تا مولايش خليفه او گردد. يعنى خداوند، خليفۀ خليفۀ خود شود؛ از اينرو هيچكارى در اين مقامِ رفيع به بنده اسناد پيدا نمىكند. تعبير قرآن كريم در اينباره چنين است: وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ . 1 در انيجا خداوند نمىفرمايد: تو به اذن خدا رمى كردى، بلكه مىگويد: اين رمى ظاهرى تو، رمى واقعى خدا بود.
خليفه خداوند واقع شدن به معناى آيت و مظهر او بودن است. چنانكه خدا را خليفه خود قرار دادن به معناى قيّم و ولىّ دانستن اوست. چنين مقامى در سايۀ قرب نوافل پديد مىآيد. چنين بندهاى كه تحت ولايت الهى قرار گرفته با زبان الهى سخن مىگويد، نه با زبان خود، و با چشم خدايى مىبيند، نه با چشم خود و با گوش الهى مىشنود، نه با گوش خود. 2
حقيقت نيّت
حقيقت نيّت كه همان قربت بنده به ساحت قدس مولاست، بدون انبعاث روح و سير ملكوتى آن حاصل نمىشود؛ زيرا صِرف تصوّر اينكه براى خداوند حج يا عمره انجام مىدهم گرچه به حَمْل اوّلى نيّت است، ليكن به حَمْل شايع و تا هنگامى كه حجگزار و معتمر در همۀ سنّت و سيرت خود به اخلاق الهى متخلّق نباشد و هدف نهايى خود را در شئن زندگى نيل به رضا و لقاى خدا نداند، غفلت است؛ زيرا قصد تقرّب، بدون سير ملكوتى حاصل نمىشود، و تصوّر قصد مزبور هرگز مصداق تقرّب نيست.
از اينجا به مطلب ديگر منتقل مىشويم و آن اينكه چون عبادى بودنِيك وظيفه به اعتبار قصد قربت آن است و قصد قربت بدون تحقق قرب و حصول تقرّبْ قصد به حمل اوّلى و غفلتِ به حمل شايع است، پس در حقيقتِ يك امر عبادى تقرّب معتبر است. چنانكه دربارۀ نماز وارد شده است:
«الصَلاةُ قُربانُ كُلِّ تَقىٍّ» 3و قريب به اين تعبير دربارۀ زكات هم