177جستجو كرد. درجۀ وجودى هر امتثالكنندهاى علت تعيين كنندۀ مقدار معرفت و اندازۀ همت اوست. چنانكه مرتبۀ معرفت و درجۀ همت هركسى علامت دلالت كنندهاى نسبت به درجۀ وجودى اوست.
حجگزاران و معتمران گرچه طبق حديث تثليث معروف، 1 از سه گروه بيرون نيتسند؛ زيرا عبادت آنها يا از سنخ پرستش بردگان، يا از قبيل تعبّد سوداگران يا از نوع عبادت آزادگان است، ليكن براى هريك از اين سه وصف، يعنى خووف و شوق و حريّت، مراتبى است؛ با آنكه عالىترين پرستِش احْرارى، تعبّدى است كه انسان كامل با طى مراحل قرب فرايض و نوافل، 2 به كَوْنِ جامع حَضَراتِ خَمْس بار يافته، مظهر اسم اعظم در تدبير ماسوى الله به اذن الله گردد.
برخى، انگيزۀ عبادى آنها راجع به خصوص گذشته است. يعنى براى شكر دفع يا رفع نقمت، يا سپاس حدوث نعمت در سابق است. بعضى، هدف پرستش آنان راجع به خصوص آينده و در جهت دفع خطر يا جلب نفع نسبت به آتى است؛ حتى به لحاظ قيامت كه مىكوشد از دوزخِ خداىِ بازِخِ شامخْ برهد يا به بهشتِ برين او واصل گردد. عدهاى انگيزۀ امتثال آنان برتر از دفع خطر يا جلب نفع نسبت به خصوص گذشته يا آينده و نيز برتر از جمع حالتهاى ماضى و مستقبل است. اينان چون خدا را شايستۀ پرستش مىدانند او را عبادت مىكنند.
انگيزۀ سالكِ صالح در عبادتهاى واجب و مستحب، بهويژه در حج و عمره، اين است كه خليفۀ خدا شود. كسى كه خواهان مقام والاى خلافت خداست، بايد در ظلّ تربيت عبادى از آسيب تباهى حيوانى و شيطانى رهايى يابد تا به برج علم و اوج عقل نائل آيد و قابل نشان خلافت از خداى بىنشان شود. پس از اينكه مقام برين خليفۀ خدا شدن پيموده شد، آنگاه نوبت به سفر برتر مىرسد و آن اينكه عبد همه شئون را به مالك اصلى و