159
فصل دوم:سرّ حجّ و ثمرات آن
صورت باطنى حج
هر عبادتى را بطن و سرّى است؛ زيرا اولاً، عبادت از امورى است كه خداى سبحان در كتاب خويش از آن سخن گفته است. ثانياً، كتاب خدا را ظاهرى است و باطنى؛
«إنّ لِكِتابِ اللهِ ظاهِراً وَباطِناً...» . 1 پس همۀ آنچه در قرآن آمده و از جمله حج، ظاهرى دارد كه مردم بدان معرفت دارند و باطنى كه تنها شاهدان و عارفان آن را مىبينند و بدان نايل مىشوند. به عبارت ديگر، همۀ امورى كه وحى الهى به ارمغان آورده، ظاهرى دارد كه انسان را با جسم و «قالب» خود فرا مىگيرد و به آن مىرسد و باطنى دارد كه انسان با «قلب» خويش آنها را درمىيابد و به آن نايل مىشود.
عبادات و از آن جمله حجّ، مانند ديگر موجودات عالم، از خزاين غيب الهى نازل شده است؛ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ 2و همانند ساير موجودها به واقعيتهاى تنزّل يافتۀ از مخازن غيب متكى است. پس كسى كه اين امور عبادى را بشناسد و بدانها عمل كند، به ريشۀ آنها كه همان مخزن غيب است مىرسد. رواياتى كه دربارۀ صورتهاى باطنى اعمال عبادى وارد است، ناظر به همين معناست و انسان در برزخ نزولى يا برزخ صعودى با آن واقعيتها آشنا مىشود. البته شمار اندكى از انسانها قبل از تنزل