156
عبادت، تنها وسيلۀ شهود
هدف انس و جن در نظام تشريع، تكامل عبادى آنهاست و اگر انسان كه داراى روح مجرّد عقلى است آن را شكوفا كند خودش هدف بسيارى از موجودهاى مادون خود قرار مىگيرد؛ گرچه هدف نهايى همه خداوند است.
هدفِآفرينشِ جهان خلقت، آگاه شدن انسان به قدرت و علم بيكران خداوند است؛ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً . 1 گرچه علم حصولى و يقين استدلالى در حدّ خود كمالى علمى به شمار آمده و هدف قرار مىگيرد، ليكن نسبت به علم حضورى و يقين شهودى، وسيله محسوب مىشود؛ كَلاّٰ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَيْنَ الْيَقِينِ . 2 يعنى با علماليقين مىتوان به عيناليقين رسيد.
بنابراين، مىتوان يقين شهودى به معارف را هدف نهايى آفرينش انسان دانست. اين يقين شهودى همواره به عبادت، كه تنها وسيلۀ شهود سالك و ظهور غيب است، متكى است؛ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتّٰى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ، 3 اگرچه نحوۀ اعتماد آن بر عبادت در هر نشئهاى مناسب با همان نشئه است؛ يعنى در دنيا به متن عبادتهاى تشريعى تكيه دارد و در آخرت به باطن آن عبادات كه ظاهر مىشود، متكى است.
عبادت اگرچه به معنايى كه گفته شد، غايت آفرينش است، اما خود مقدمۀ يقين، و يقين غايت آن است؛ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتّٰى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ . حج نيز نشانه و فراهمآورندۀ هدف والاى عبادت، يعنى يقين است؛ زيرا حج، نور و بصيرت و شهود است و از همينرو در روايات آمده است كه تارك حج، كور محشور مىشود و او در دنيا كور است و در آخرت كورتر و گمراهتر. 4