155
فصل يكم:سرّ عبادت
عبادت، غايت خلق است نه خالق
خداوند، حكيم است و از اينرو كار او داراى هدف است. 1 البته خداى تعالى به سبب غناى ذاتى، از هدف منزّه است ليكن خودِ جهان داراى هدف وجودى است و به آن نائل مىشود. هدف والاى مخلوق و كمال نهايى او اين است كه بندۀ خداوند شود؛ وَ مٰا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ . 2 البته روشن است كه خداوند محتاج نيست تا مورد پرستش قرار گيرد؛ إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللّٰهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ . 3 عبادت، به ظاهر و باطن خود، غايت مخلوق محتاج است، نه خالقِ غنىِّ محض.
«حج» نيز همچون ساير عبادات، غايت خلق است، نه خالق؛ زيرا او عين غنا و بىنيازى، و محضِ كمال است. با اين بيان، راز اين سخن خداوند آشكار مىشود كه فرمود: وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ ؛ 4 زيرا حج عبادتى است كه از جانب خدا بر مردم واجب شده است و آنان به گزاردن حج و عمره نيازمندند. پس اگر كفر ورزيدند، بايد بدانند كه خداوند از جهانيان بىنياز است، چه رسد به آنها و عبادتشان.