118ما تو را به قبلهاى كه بدان خشنود شوى بر مىگردانيم؛ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا . 1 اين بدان جهت است كه انسان كاملى كه به مقام رضا رسيده و خدا از او راضى است - چنانكه او از خدا راضى است؛ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ 2- رضاى نفسى يا قومى ندارد؛
«رِضَى اللهِ رِضانا أَهلَ البَيْتِ» . 3 چنين انسانى آنچه را خدا مىپسندد درخواست مىكند، آن هم به اذن الله. پس او قبلهاى را مىپسندد كه مرضىّ خدا باشد و خدا قبلهاى را مىپسندد كه از طعنْ مصون باشد.
قبله، بُعد تغيير ناپذير كعبه
آنچه مسلمانان در زندگى و مرگ خود در رويكرد به قبله با آن ارتباط مستقيم دينى دارند كعبه است. از اينرو به ما آموختهاند بگوييم:
«اَلْكَعبةُ قِبْلَتى» . 4 ارتباط مستمر مسلمانان در زندگى و مرگ با كعبه چنان است كه رو به كعبه بودن گاه، مانند حال نماز و هنگام ذَبْح، واجب و گاه مستحب است. در برخى حالات نيز، رو يا پشت به كعبه بودن حرام يا مكروه است. در اين باره، نكاتى در خورد توجه است:
1. استقبالْ غير از قبله است؛ چنانكه مراد از رو كردن به قبله يا برگرداندن وجه از آن، مقاديم بدن است، نه خصوصِ صورت.
2. استقبال به كعبه براى ساكنان مناطق دوردست، شعاع وسيعى دارد و ملاك آن صدق عرفى است، نه صدق رياضى. در نظر عرف، استقبال به مسجدالحرام در بيرون از حرم، استقبال حقيقى است، نه مجازى، گرچه به لحاظ محاسبات هندسى چنين نباشد.
3. بعضى از بزرگان اين نكتۀ ظريف را نيز يادآور شدهاند كه، خود كعبه قبله نيست. بنابراين، اگر كعبه به وسيلۀ سيل و مانند آن ويران شد چنين نيست كه قبلهاى وجود نداشته