101يادآور شد و گفت: اگر مطمئن نيستيد، مىتوانيد نايب بگيريد و مواظب باشيد با اعمال غلط، ديگران را با مشكل مواجه نكنيد. اگر مىخواهيد، هديهاى به ديگران بدهيد، اعمال را بهنام خود انجام دهيد و بعد مشكل را براى خود نگهداريد و ثوابها را نثار ديگران كنيد. در ادامۀ گفت و شنودهاى طنزآميزى كه اشاره رفت. گفتم: حاج آقا ! ديشب عيال را به خود حرام كرديم امشب هم از جانب ايشان اعمال را انجام مىدهيم و خود را به ايشان حرام مىكنيم. شايد بر اساس معادلات رياضى، منفى در منفى، مثبت شود و از حاصل ضرب دو حرام متقابل، باز هم به خواست خدا به يكديگر حلال شويم ! همگى خنديدند و مسأله ختم شد.
از جمله تفاوتهاى مكه با مدينه اين بود كه شبها بهجاى حضور در پشت ديوارها و درهاى بسته، با گروهى از بچهها، به مسجد تنعيم مىرفتيم، غسل احرام مىكرديم، احرام مىپوشيديم و عمرۀ مفرده بهجا مىآورديم. شايد يك يا دو شب اين فرصت از دست رفت.
شب جمعه در دعاى كميل حضور نيافتم، از ترس اينكه حالتى مانند دعاى كميل مدينه داشته باشد كه حال و هوايى ادارى داشت. البته هنگام بازگشت و در راه مكه - جده كه قسمتهايى از آن در اتوبوس به وسيلۀ ويدئو پخش شد، سخت پشيمان شدم، اما ديگر فايده نداشت !