144آن مورد بحث قرار گيرد زيرا:
اولاً: گذاشتن پيكر شهيدى در روى خاكهاى گرم و در مقابل آفتاب سوزان و قرار دادن آن در معرض هجوم طيور و درندگان، با تدبير و حكمت پيامبرخدا سازگار نيست؛ زيرا اين عمل نه تنها انتقام گرفتن از دشمن و اداى حق آن شهيد بزرگوار نيست، بلكه با توجه به اينكه طبق دستور اسلام و سنت پيامبرخدا، تجليل ميّت هر مسلمان و تكريم پيكر هر شهيد در دفن او است، اين عمل نسبت به حمزه عليه السلام نوعى وهن و تحقير هم تلقّى مىشود.
ثانياً: اخلاق كريمۀ پيامبر در جنگ بدر، اجازه نداد اجساد مشركين در بيابان رها شود و لذا دستور داد همۀ آنها را در چاه بريزند و مستور نمايند، پس چگونه متصوّر است كه شهيد بزرگوارى مانند حمزه سيد الشهدا در مقابل وحوش و روى خاكهاى سوزان بيابان احد بماند؟!
ولى بههرحال، چون ايندو مطلب ازطريق غير شيعى نقل گرديده است، ما در نقد آنها بههمين اندازه بسنده مىكنيم.
4 . صفيه و پيكر حضرت حمزه عليه السلام
ابن اسحاق مىنويسد: صفيه، خواهر حمزه، خود را به احد رسانيد تا پيكر برادرش را ببيند، چون خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، به زبير دستور داد كه «أَلْقِها فأرجعها، لاٰ تَرى ما بِأَخيها» ؛ «برو و مادرت را برگردان تا برادرش را با اين وضع نبيند.» زبير به جانب مادر شتافت و گفت مادر! پيامبرخدا دستور مىدهد