50پسرش را كه جوان بود، به قربانى برد يادى از «هاجر» و اسماعيلش مظهر سعى و تكاپو و تلاش صاحب زمزمۀ زمزم عشق يادى از نالۀ جانسوز «بلال»كه در اين شهر، در آن دورۀ پر خوف و گزند به «اَحَد» بود، بلند يادى از غار «حرا»، مهبط وحى يادى از بعثت پيغمبر پاك يادى از «هجرت» و از فتح بزرگ يادى از «شِعب ابى طالب» و آزار قريش! شهر دين، شهر خدا، شهر رسول شهر ميلاد على عليه السلام شهر نجواى حسين در «عرفات» شهر قرآن و حديث شهر فيض و بركات... 1
«تو قدر آب چه دانى كه در كنار فراتى...» آنكه گفت «لبّيك»، يعنى: خدايا! به فرمانم. امر از تو، اجابت و اطاعت از من.