115اندازهاى است كه دست هر نيازمندى به آن مىرسد پس او را مس مىكند و با او دست مىدهد بى اينكه خجلت يا كراهتى او را عارض گردد. اعم از اينكه پادشاه باشد يا رعيت، ثروتمند يا فقير، سياه يا سفيد، و حضرتش هر يك را آنچه سزاوار است به اندازۀ معرفت و تقرب او كرامت مىفرمايد، از هر نژادى كه هست، و در زندگى از هر طبقه يا گروهى بوده باشد، چه رحمت خداوند متعال عموميت دارد و هر بلند مرتبه يا پست درجه را از جهت زندگى مادى اعم از سياه و سرخ فرا مىگيرد و براى آن خصوصيت و شرطى جز بندگى و توفيق فرمانبردارى نيست.
همانا خداوند تعالى آن سنگ سياه را كه در نهايت سادگى و عادى و بىارزش است براى اشاره به اظهار بندگى خود انتخاب فرموده تا اينكه مردم تصور نكنند كه در آن خصوصيت و رازى پنهانى است و بالاخره منجر شود به اينكه مردم آن را خدا بدانند و پرستش آن كنند پس آن را بدون تراش و خالى از هر دست كارى و تصرفات صنعتى كه مانع از مقصود اصلى است دور و بر كنار فرموده تا شباهتى به بتها نداشته باشد و مانند آنها نگردد بلكه آن را سياه و حجم آن را متوسط و عادى نموده تا ديده و انديشۀ مردم حتى سادهلوحان و باديهنشينان (كه زودتر از ديگران فريفته ظواهر مىشوند) به اعتبار رنگ يا كوچكى آن توجهى نداشته باشند.
آرى پرچمهاى رسمى كشورها و جماهير بزرگ، نزد پيروان و علاقمندان به آنها چون نمايندۀ عظمت و قدرت آن دولتها است