94او پديد مىآورد و نه اميدى بىمرز و كران، بلكه او را برآن مىدارد كه در نوسانِ ميان دو سوى خوف و رجاء با كوششى آميخته به شادابى و نگرانى مطبوعى، مساعى خود را به كار گيرد.
صفا و مروه ياد گارهاى تلخ و شيرينى در دل دارد.
مشركين - قبل از اسلام - بر فراز صفا، بت «اساف» و بر قلۀ مروه، بت «نائله» را نصب كرده بودند.
قرآن كريم در بارۀ سعى صفا و مروه مى فرمايد:
إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمٰا
وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّٰهَ شٰاكِرٌ عَلِيمٌ : 1
«صفا و مروه از شعائر الهى است؛ بنا بر اين اگر توفيق حج بيتاللّٰه يا عمره نصيب انسان گردد جرم و گناهى بر او نيست كه به آندو طواف كند (يعنى ميان صفا و مروه سعى كند). اگر كسى حج يا عمره يا هر كار نيكى را تطوّعاً و بدون الزام شرعى [ پس از انجام مناسك حج و عمرۀ واجب و اداء ساير تكاليف ديگر] انجام دهد، بايد بداند كه خداوند سپاسدار عمل او است و پاداشى براى وى در مد نظر است، خدايى كه به همۀ اعمال شما دانا و آگاه است.»
هر چند از ظاهر آيه عدم و جوب سعى استنباط مى شود (چرا كه از ظاهر آن چنين استفاده مىشود كه سعى ميان صفا و مروه بلا مانع است و هم اين كه ضرورتى ندارد!).
در مورد اين آيه رواياتى از فريقين در كتب احاديث آمده كه اين