93كند... از صفا به مروه مىرود و هفت بار [ كه مجموع رفت و باز گشت او از صفا به مروه را تشكيل مىدهد] سعى خود را برگزار مىسازد كه وقوف او بر صفا چهار بار، و بر مروه نيز چهار بار مىباشد؛ لكن سعى او ميان صفا و مروه در مجموع رفت و باز گشت، در هفت بار صورت مىپذيرد، و اين هفت بار سعى از صفا آغاز مىگردد و در مروه پايان مىگيرد.
«اگر كسى هرولۀ در سعى را - حتى در بخشى از مسير مخصوص به خود - رعايت نكرده باشد چهرۀ خويش را برنگرداند، بلكه به پشت عقبگرد كند تا به جايى برسد كه در آنجا هروله نكرده بود، آنگاه هروله را از همانجا - تا موضعى كه به جااست به هروله بپردازد - اين كار را انجام دهد».
اين آداب ظريف بايد حاجى و حجاج و مسلمين را درسى باشد كه در بحران تراكم جمعيت و شدائدى كه از پى خود دارد كمترين ضعف و فتورى به خود راه ندهد؛ بلكه علىرغم گذر بر دشواريها باز هم بكوشد و استقامت و پايدارى خود را تداوم بخشد، و در تمام صحنههاى زندگانى با تمام وجود كوشا باشد كه وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسٰانِ إِلاّٰ مٰا سَعىٰ وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرىٰ : (آنچه عايد انسان مىگردد فقط محصول سعى و كوشش او است، و فرآوردههاى كوشش او به زودى در روز قيامت براى او و ديگران مشهود خواهد بود).
بايد حاجى ميان اين دو قلۀ ترس و اميد و دو گردنۀ خوف و رجاء، توازن و تعادل و استقامت خويش را نگاهبانى كند، و ركودى در او به يكسو پديد نيايد، و بر قلۀ اين خوف و رجاء بت هوس را از فراز دل خويش سرنگون سازد و بت ترس را از بلنداى قلبش به زير آورد، و در اين رهگذر خداى را بيابد كه نه دربارۀ وجودش ترس همه جانبه را براى