92مستحبات ديگر] بياسود، به زمزم درآيد، و اگر براى او نوشيدن آب زمزم مقدور باشد پيش از آن كه به سوى «صفا» [ براى سعى] روى آورد از آب آن بنوشد، و به هنگام نوشيدن بگويد:
«أللّٰهُمَّ اجعله علماً نافعاً وَ رِزقاً واسعاً، و شفاءً من كلّ داء و سُقْمٍ إنّكَ قادرٌ يا ربّالْعالمين»:
«بار خدايا! اين آب و مايۀ حيات را منشأ علمى سودمند، و روزى گسترده و شفاء از هر درد و بيمارى برايم قرار ده؛ چرا كه تو، اى خداوند گار و مدبّر عالم، بر هرچيزى توانا هستى.»
آنگاه از باب صفا به سوى كوه صفا روان شود و بر فراز آن بايستد تا بتواند به كعبه بنگرد، و ركنى را كه حجرالاسود در آن جاى دارد در مقابل خويش بيند، و به حمد و ثناى الهى و ياد نعمتهاى او و اين كه به او احسان فرموده - تا هر قدر كه مى تواند - از جان و دل زبان بگشايد، آنگاه بگويد:
لاٰ إلٰهَ إلّااللّٰه وَحْدَهُ لا شريكَ لهُ، لَهُ الملك ولَهُ الحَمْدُ، يُحييٖ وَيُميتُ وهُوَ علىٰ كُلِّ شَيءٍ قَدير
«جز خداى يگانه هيچ معبودى دگر [ سزاى پرستش] نيست، فقط او به تنهايى سزاى آن است كه به او پناه جست، او را انباز و شريك و همتايى نيست، ملك و زمامدارى همۀ امور و حمد و ستايش واقعى از آن او است، او است كه حيات مىبخشد و مرگ مىآفريند، و همو بر هر چيزى توانا است».
[ آنگاه مرحوم فيض كاشانى، آداب و ادعيۀ ديگرى يك به يك بر شمرده و گزارش مى كند و سپس مى گويد] :
«سعى ميان صفا و مروه را [ پس از آداب و ادعيۀ ياد شده] آغاز مى