100كرد و آنان را به ذكر خدا متوجّه ساخت و گفت:
فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ... ؛ يعنى چون مناسك حج را انجام داديد و از عباداتِ مربوط به حجّ فارغ شديد، ذكر خدا گوييد؛ زيرا ذكر خدا است كه آدمى را تعالىِ روح مىبخشد و نه ياد از پدران و اجداد كردن و به آنان باليدن!
هدفِ اصلى اين است كه ارزشها تغيير يابد و ارزش انسان در داشتن تقوا و پيوند با خدا باشد، نه افتخار به آباء و اجداد. 1
نظريۀ مفسران
ابن قُتيبه ذيلِ بحث از فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ... نوشته است: 2
در جاهليّت، پس از فراغ از مراسم حج، اعرابِ جاهلى، از پدران خود ياد مىكردند و كارهاى برجسته و نيك آنان را به رخ مىكشيدند؛ «فيقول أَحَدهم: كان أبي يقرى الضيف ويصل الرحم وَيفْعلُ كذا و كذا».
زجاج در بحث از آيۀ مزبور، مطالبِ زير را نوشته است: 3
...مَنٰاسِكَكُمْ... اى: «متعبّداتكم الّتي أمرتم بها في الحجّ»
...فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ... زجّاج، موضوع توقّف عرب جاهلى را پس از انجام مراسم و مناسك حجّ و برشمردنِ فضايل آباء و محاسن پدران، بازگفته است.
...أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً... كلمۀ «أشدّ» را محلاً مجرور دانسته؛ زيرا عطف